طرح معماری گذار دموکراتیک در ایران؛ قدرت اجتماعی و جمهوریخواهی
این سند راهبردی به بررسی مفهوم «راه سوم» در گذار دموکراتیک ایران میپردازد؛ راهبردی متکی بر قدرت اجتماعی، تشکیل کانونهای کوچک، رد جنگ و تحریمهای فراگیر، و نقشه راه انتقال پایدار قدرت به مردم.
خلاصه اجرایی
این سند، مجموعهای از دیدگاهها و تحلیلهای راهبردی مطرحشده در میزگردها و بحثهای مختلف درباره نقشه راه گذار دموکراتیک در ایران را جمعبندی و صورتبندی میکند.
تز محوری این سند بر مفهوم «راه سوم» استوار است؛ راهی که هم تداوم جمهوری اسلامی را رد میکند و هم مداخله نظامی خارجی را. در مقابل، بر شکلگیری ارگانیک «قدرت اجتماعی» از طریق شبکههای افقی و غیرمتمرکز و تبدیل مطالبات و نارضایتیهای روزمره مردم به مطالبات نهادی و ساختاری تأکید دارد.
مهمترین نکات این چارچوب عبارتاند از:
-
قدرت کانونهای کوچک: تشکیل «کانونهای جمهوریخواهی» متشکل از ۳ تا ۱۰ نفر، بهعنوان واحد پایه برای ایجاد تابآوری اجتماعی و تمرین عملی دموکراسی.
-
تحریمهای هدفمند در برابر تحریمهای فراگیر: شواهد مورد استناد در این تحلیل نشان میدهد که تحریمهای فراگیر به جامعه مدنی آسیب میزنند و بر تأمین نیازهای اساسی بخش بزرگی از جامعه ــ که در این سند رقم ۸۲ درصد برای آن ذکر شده ــ اثر میگذارند. در مقابل، تحریمهای «هوشمند» باید مستقیماً ماشین سرکوب حکومت را هدف قرار دهند.
-
نقشه راه چهارمرحلهای گذار: حرکت منطقی از جلوگیری از جنگ، به شکلدهی ائتلافهای دموکراتیک، تدوین برنامه روشن برای دوران گذار و در نهایت ساختن یک روایت ملی تازه.
-
«شبکه شبکهها»: پیوند دادن جنبشها و گروههای مختلف ــ از زنان و معلمان تا کارگران و دیگر جنبشهای اجتماعی ــ در یک ساختار افقی و غیرسلسلهمراتبی، با هدف ایجاد یک «ثقل جمهوریخواهی».
-
انتقال قدرت: هدف نهایی، تصاحب قدرت توسط اپوزیسیون نیست، بلکه انتقال پایدار قدرت به شهروندان از طریق مجلس مؤسسان و انتخابات آزاد است.
۱. چارچوب راهبردی: «راه سوم»
گفتمان سیاسی و ژئوپولیتیک کنونی اغلب جامعه را در برابر یک دوگانه کاذب قرار میدهد: یا پذیرش وضع موجود، یا انتظار برای مداخله نظامی خارجی. «راه سوم» در این چارچوب، عبارت است از گذار دموکراتیکی که نیروی محرکه اصلی آن از درون جامعه ایران شکل میگیرد.
سه گزینه اصلی چنین صورتبندی میشوند:
-
وضع موجود: اصلاحطلبی یا انتظار منفعلانه؛ نتیجه آن تداوم استبداد دینی است.
-
مداخله نظامی: حملات خارجی یا تلاش برای تغییر حکومت از بیرون؛ نتیجه احتمالی آن تخریب زیرساختهاست، بدون آنکه هیچ تضمینی برای استقرار دموکراسی وجود داشته باشد.
-
راه سوم: توانمندسازی جامعه مدنی و مقاومت داخلی؛ با هدف گذار دموکراتیک، حفظ استقلال و حاکمیت ملی.
پایههای اصلی این راهبرد:
-
مخالفت با جنگ: گذار دموکراتیک نمیتواند در سایه جنگ بهدرستی شکل گیرد؛ جنگ میتواند به حکومت امکان دهد فضای مدنی را محدودتر و سرکوب را تشدید کند.
-
استقلال: دموکراسی را نمیتوان با بمب وارد یک کشور کرد. دموکراسی باید از درون جامعه و از طریق توانمندشدن جامعه مدنی و شهروندان رشد کند.
-
نقش اپوزیسیون خارج از کشور: اپوزیسیون خارج از کشور باید بیشتر بهعنوان بازوی پشتیبان جامعه داخل کشور عمل کند؛ از طریق دیپلماسی بینالمللی، رسانه، رساندن صدای جامعه مدنی و ایجاد امکانات حمایتی، نه از طریق تعیین تکلیف برای کنشگران داخل ایران.
۲. واقعیتهای اقتصادی و مسئله تحریمها
بر اساس این تحلیل، وضعیت اقتصادی کنونی شرایطی ایجاد کرده است که میتوان آن را نوعی «سیاست مرگ» نامید؛ شرایطی که بخش بزرگی از جامعه را چنان درگیر مسئله بقا میکند که ظرفیت مشارکت سیاسی و اجتماعی آن کاهش مییابد.
-
آستانه ۸۲ درصد: در گزارشهای مورد استناد این سند ادعا شده است که ۸۲ درصد جمعیت در تأمین هزینههای اساسی خوراک و زندگی روزمره با مشکل روبهرو هستند. هنگامی که بخش بزرگی از انرژی جامعه صرف تأمین «نان روزانه» میشود، توان و فرصت مشارکت آن در فعالیتهای مدنی و سیاسی نیز کاهش مییابد.
-
تحریمهای فراگیر: در این چارچوب، تحریمهای فراگیر ابزارهایی غیرهدفمند تلقی میشوند که میتوانند منابع جامعه مدنی را تضعیف کرده و حتی به کمبود برخی داروهای حیاتی، از جمله داروهای مورد نیاز بیماران مبتلا به پارکینسون، منجر شوند.
-
تحریمهای هدفمند: بدیل پیشنهادی، تمرکز بر تحریمهای هدفمند است، از جمله:
-
مسدود کردن داراییهای ناقضان حقوق بشر؛
-
ممنوعیت سفر افرادی که در دستگاه سرکوب مشارکت دارند؛
-
محدود کردن منابع مالی نهادهای سرکوبگر، بدون تحمیل هزینه مستقیم به عموم مردم.
-
۳. ساختن قدرت اجتماعی: الگوی «کانونهای جمهوریخواهی»
برای مقابله با اتمیزهشدن و پراکندگی جامعه، این سند الگویی برای ساخت قدرت از پایین بر پایه شبکههای افقی و غیرمتمرکز ارائه میکند.
ساختار کانونها:
-
اندازه: گروههای کوچک ۳ تا ۱۰ نفره متشکل از دوستان، همکاران یا افراد همفکر.
-
مدیریت افقی: کانون رئیس دائمی ندارد. مسئولیت و هدایت فعالیتها میتواند بر اساس تخصص افراد یا ماهیت پروژه بهصورت چرخشی انجام گیرد.
-
رشد ارگانیک: این کانونها مانند سلولهای یک موجود زنده عمل میکنند؛ با یکدیگر گفتوگو میکنند، بهصورت طبیعی تکثیر میشوند و بدون وابستگی به یک فرماندهی متمرکز، به شکل افقی با کانونهای دیگر ارتباط برقرار میکنند.
هفت ارزش بنیادی؛ منشور کانونها:
۱. توانمندسازی: هدف، توانمند کردن جامعه است، نه تصرف فوری قدرت سیاسی. ۲. برابری کامل: برابری همه افراد فارغ از جنسیت، دین، مذهب، قومیت یا تعلقات هویتی. ۳. احترام به تفاوتها: پذیرش و ارزشگذاری تکثر و تنوع در درون جنبش. ۴. گفتوگومحوری: ارتباط مستمر، گفتوگو و تلاش برای شکلدادن به توافق و همکاری جمعی. ۵. استقلال مالی: شفافیت کامل مالی و استقلال در تأمین منابع. ۶. تمرین دموکراسی: کانونها باید در مقیاس کوچک به محیطی برای یادگیری و تمرین عملی حکمرانی دموکراتیک تبدیل شوند. ۷. حل مسائل اجتماعی: مشارکت در پروژههای محلی و تلاش برای حل مشکلات واقعی جامعه.
۴. نقشه راه گذار: یک فرایند چهارمرحلهای
گذار بهعنوان یک روند منطقی و مرحلهبندیشده در نظر گرفته میشود که یکی از اهداف مهم آن کاهش ترس جامعه از آینده نامعلوم است.
-
مرحله اول | جلوگیری از جنگ: حفظ فضای مدنی لازم برای سازمانیابی جامعه و جلوگیری از شرایطی که جنگ میتواند برای سرکوب بیشتر ایجاد کند.
-
مرحله دوم | ائتلافهای دموکراتیک: ایجاد پیوند میان کنشگران داخل کشور و نیروهای دموکراتیک در خارج و شکلدادن به همکاری گسترده میان نیروهای دموکراسیخواه.
-
مرحله سوم | برنامه گذار: تدوین یک سند روشن و عمومی که مشخص کند کشور در دوران موقت و در مرحله انتقال چگونه اداره خواهد شد. وجود چنین برنامهای برای کاهش خطر هرجومرج و افزایش اعتماد جامعه به امکان یک انتقال مدیریتشده ضروری است.
-
مرحله چهارم | ساختن روایت: ساختن روایتهایی قدرتمند، امیدآفرین و قابلفهم برای جامعه که بتوانند فضای یأس، انفعال و بیتفاوتی را بشکنند.
۵. معماری نظری گذار
کوروش پارسا سه «افق» متمایز برای سیاستگذاری جمهوریخواهانه تعریف میکند:
الف) افق کنونی؛ «امروز»
-
تولید سیاست روزمره: مطالبات روزمره مردم ــ مانند دستمزد، تورم، محیط زیست و مسائل معیشتی ــ باید به مطالبات نهادی و ساختاری پیوند داده شوند. برای نمونه، اعتصاب یک معلم برای افزایش دستمزد میتواند با مطالبه آزادی زندانیان سیاسی و در سطحی بالاتر با ضرورت وجود حکومتی شفاف، پاسخگو و عاری از فساد پیوند پیدا کند.
-
هدف: گسترش فضای جامعه مستقل و دفاع از حقوق شهروندی.
ب) افق گذار
-
مدیریت دوره موقت: باید از پیش مشخص شود که در دوران انتقال چه اقداماتی برای جلوگیری از فروپاشی امنیت، اقتصاد و خدمات عمومی ضروری است.
-
مجلس مؤسسان: زمینه برای تشکیل نهادی منتخب فراهم شود که وظیفه آن تدوین یک قرارداد اجتماعی و قانون اساسی جدید باشد.
-
عدم تمرکز: ساختار آینده باید بهگونهای طراحی شود که ضمن حفظ انسجام کشور، تنوع منطقهای، قومی و فرهنگی را به رسمیت بشناسد و از بازتولید تمرکز افراطی قدرت جلوگیری کند.
ج) افق آینده؛ «جمهوری»
-
انتقال قدرت: هدف آن است که قدرت از طریق انتخابات منظم، آزاد و رقابتی در اختیار شهروندان و نهادهای منتخب آنان قرار گیرد.
-
دموکراسی پایدار: برای جلوگیری از تمرکز مجدد قدرت، وجود یک جامعه مدنی نیرومند، مستقل و سازمانیافته ضروری است.
۶. تجربه تاریخی: الگوی ایتالیا در سال ۱۹۴۶
این سند میان شرایط ایران امروز و تجربه ایتالیا در سال ۱۹۴۶ نوعی مقایسه تاریخی برقرار میکند. با وجود دههها سرکوب فاشیستی در دوران موسولینی، شبکههای دموکراتیک و مدنی توانستند در اشکال مختلف به حیات خود ادامه دهند.
-
سقوط ۱۹۴۳: پس از سقوط رژیم فاشیستی، احزاب و شبکههای مدنیای که بخشی از آنها پیشتر در شرایط سرکوب فعالیت میکردند، با سرعت وارد فضای سیاسی شدند.
-
همهپرسی ۱۹۴۶: همهپرسی سال ۱۹۴۶ به پایان سلطنت و تولد جمهوری در ایتالیا انجامید و زنان نیز برای نخستین بار در یک رأیگیری ملی مشارکت کردند.
-
درس تاریخی: هیچ دیکتاتوری ابدی نیست. امکان گذار سریع میتواند در لحظات بحرانی پدید آید، اما بهرهگیری دموکراتیک از چنین فرصتی مستلزم آن است که شبکههای مدنی و سیاسی پیشاپیش به اندازه کافی سازمانیافته باشند تا بتوانند خلأ ایجادشده را با نهادهای دموکراتیک پر کنند.
۷. جمعبندی: «شیمی» یک بدیل کارآمد
یک بدیل سیاسی کارآمد با برگزاری یک کنفرانس یا ایجاد یک اپلیکیشن شکل نمیگیرد. برای ایجاد چنین بدیلی، ترکیب مشخصی از چهار عنصر ضروری است:
۱. قدرت اجتماعی: جامعه مدنی، جنبشهای اجتماعی و شبکههای سازمانیافته در داخل کشور. ۲. ثقل سیاسی: شکلگیری یک «ثقل جمهوریخواهی» متشکل از نیروهای سیاسی داخل و خارج که بتواند در حوزه سیاسی، گفتمانی، رسانهای و دیپلماتیک نقشآفرینی کند. ۳. تخصص: حضور متخصصان اقتصاد، امنیت، حقوق، مدیریت و دیگر حوزههای کلیدی برای تدوین «معماری گذار» و برنامه اداره کشور در دوران انتقال. ۴. حمایت بینالمللی: استفاده از ظرفیت جامعه جهانی برای تقویت صدای جنبش دموکراتیک داخل کشور، بدون آنکه نیروهای خارجی جایگزین آن شوند.
هدف نهایی: هدف نهایی جمهوریخواهی نباید جایگزین کردن یک گروه حاکم با گروهی دیگر باشد؛ بلکه هدف، پایان دادن به انحصار قدرت و ایجاد سازوکارهایی است که قدرت را بهصورت پایدار به شهروندان بازگرداند.
مسیر راهبردی گذار:
مطالبات روزمره ⬅️ کانونهای کوچک ⬅️ شبکههای اجتماعی ⬅️ شبکه شبکهها ⬅️ قدرت اجتماعی ⬅️ ثقل جمهوریخواهی ⬅️ بدیل دموکراتیک ⬅️ مدیریت گذار ⬅️ مجلس مؤسسان ⬅️ انتخابات آزاد ⬅️ جمهوری دموکراتیک پایدار
https://www.youtube.com/live/ZbMKhwXecCk?is=X--TzrWfp9tqBUNI
جمهوریخواهان و سیاستِ گذار در ایران امروز: از مطالبات روز تا گذار دموکراتیک
برنامه زیتون: کژار؛ صدای زنان کُرد در مسیر آزادی و برابری (گفتوگو با رزرین کمانگر)
صدای سوم و مسیر گذار دموکراتیک: تحلیلی جامع از چشمانداز سیاسی ایران-خلاصه و چکیده دو مصاحبه
بررسی چالشها و افقهای پیش روی اپوزیسیون چپ در تحولات سیاسی ایران